تبليغاتX
لبخند
برای شادیها دلیل باشید نه شریک
تو جوری عاشقی کن که نفهمن عشق کوتاهه
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آبان 1390ساعت 20:43  توسط نسترن | 
برای طولانی زیستن لازم نیست به روزهای زندگیت اضافه کنی.

تلاشت این باشد که زندگی را به روزهای زندگیت اضافه کنی..............

آره.همینهههههههههههههههه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 19:57  توسط نسترن | 
ببين تمام من شدي اوج صداي من شدي

بت مني شكستمت وقتي خداي من شدي

ببين به يك نگاه تو تمام من خراب شد

چه كردي با سراب من كه قطره قطره آب شد

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم

منو به دست من بكش به نام من گناه كن

اگر من اشتباهتم هميشه اشتباه كن

نگو به من گناه تو به پاي من حساب نيست

كه از تو آرزوي من به جز همين عذاب نيست

هنوز مي پرستمت هنوز ماه من تويي

هنوز مومنم ببين تنها گناه من تويي

به ماه بوسه مي زنم به كوه تكيه مي كنم

به من نگاه كن ببين به عشق تو چه مي كنم


+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم مهر 1390ساعت 23:12  توسط نسترن | 
هیچ فرقی نمیکنه کجایی

اونور دنیا یا یه کوچه اونور تر

دور که باشی دلتنگی دمار از روزگارت درمیاره..............................

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1390ساعت 17:24  توسط نسترن | 
برهنه ات می کنند تــا بهتر شکسته شوی؛
نترس گردوی کوچک !
آنچه سیاه می شود روی تو نیست ،
دســت آنــهاست...!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم مرداد 1390ساعت 22:57  توسط نسترن | 

بی قرار توام ودر دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی وبین من وتو فاصله هاست

آسمان با قفس تنگ چه فرقی دارد

بال وقتی قفس پر زدن چلچله هاست

بی هر لحضه مرا بیم فرو ریختن است

مثل شهری که به روی گسل زلزله هاست

باز می پرسمت از مسئله دوری وعشق

وسکوت تو جواب همه مسئله هاست

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مرداد 1390ساعت 22:26  توسط نسترن | 
خيالمان مي رسد كه زندگي، همان زندگي دلخواه ،
موقعي شروع مي شود كه موانعي كه سر راهمان هستند ، كنار روند:
مشكلي كه هم اكنون با آن دست و پنجه نرم مي كنيم ،
كاري كه بايد تمام كنيم،
زماني كه بايد براي كاري صرف كنيم،
بدهي هايي كه بايد پرداخت كنيم و...
پس از آن زندگي ما، زيبا و لذت بخش خواهد بود!
پس از آنكه همه اينها را تجربه كرديم ،
تازه مي فهيم كه زندگي ، همين چيزهايي است كه ما آنها را موانع مي شناسيم .
اين بصيرت به ما ياري مي دهد تا دريابيم كه جاده اي به سوي خوشبختي وجود ندارد.خوشبختي ، خود همين جاده است.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم مرداد 1390ساعت 22:27  توسط نسترن | 

از سخن چینان شنیدم آشنایت نیستم

خاطراتت را بیاور تا بگویم کیستم

سیلی هم صحبتی از موج خوردن سخت نیست

صخره ام هر قدر بی مهری کنی می ایستم

تا نگویی اشک های شمع ازکم طاقتی است

در خودم آتش به پا کردم ولی نگریستم  

چون شکست آینه، حیرت صد برابر می شود

بی سبب خود را شکستم تا بیننم کیستم

زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست

کاش قدری پیش از این یا بعد از آن می زیستم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1390ساعت 22:8  توسط نسترن | 
آدم ها مانند كتاب ها هستند
برخي جلد زركوب دارند
برخي جلد ضخيم دارند
برخي جلد نازك دارند
....................................
برخي فتوكپي آدم هاي ديگرند
....................................
ازروي برخي آدم ها بايد مشق نوشت
.........................................
برخي از آدم ها را بايد چندبار بخوانيم تابفهميم
و برخي از آدم ها را بايد نخوانده دورانداخت
***
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 23:56  توسط نسترن | 
سفر بهانه آغاز آشنایی ماست

از این به بعد سفر مقصد نهایی ماست

به روز وصل چه دل بسته ای که مثل دوخط

به هم رسیدن ما نقطه جدایی ماست

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام فروردین 1390ساعت 21:9  توسط نسترن |